زیارت عاشورا

حسین مظلوم (علیه السلام)

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

درباره وبلاگ


به یمن گریه برای تو روز محشر هم/خموش میکنم از اشک خود جهنم را

نویسندگان

دیگر امکانات

ساعت فلش مذهبی
روزشمار محرم عاشورا
دانشنامه عاشورا
ذکر روزهای هفته

آخرين مطالب

آرشيو موضوعي

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

ارتباط با مدیر

نام :
ایمیل:
موضوع:

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 29365 نفر
كل مطالب : 131 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 3 آذر 1393 
باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

((بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحيم مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىّ اِلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي

وَمَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِى هاشِمٍ،اَمّا بَعْدُ:

فَاِنَّ مَنْ لَحِقَ بِى اِسْتَشْهَدَ وَمَنْ تَخَلَّفَ لَمْ يُدْرِك الْفَتْحَ،

وَالسَّلامُ))

 

((بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحيم :)) از حسين بن على به محمد بن على و افراد ديگر خاندان هاشم كه در نزد وى هستند. اما بعد: هريك از شما كه در اين سفر به من ملحق شود به شهادت نايل خواهد گرديد و هريك از شما كه از همراهى با من خوددارى ورزد به فتح و پيروزى دست نخواهد يافت والسلام )).

 

(كامل الزيارات ، ص 75.)

نویسنده مجنون الحسین(ع) در یک شنبه 2 آذر 1393  | نظرات 1

پس از ولادت حضرت ابوالفضل قمر بنى هاشم عليه السلام ام البنين عليه السلام قنداقه او را به دست اميرالمومنين عليه السلام داد كه با خواندن اذان و اقامه در گوش وى ، از همان آغاز حق ببيند و حق بشنود.

حضرت در گوش راست فرزند اذان ، و در گوش چپش اقامه گفت و نام او را، به نام عمويش عباس ، عباس نهاد

ثم قبل يديه و استعبر و بكى *

سپس دستهاى او را بوسيد و قطرات اشك به صورت نازنينش جارى شد و فرمود: گويا مى بينم اين دستها يوم الطف در كنار شريعه فرات در راه يارى برادرش حسين عليه السلام از بدن جدا خواهد شد.

و از اينجاست كه گفته اند: مى توان دست فرزند را، از سر عطوفت و شفقت ، بوسيد. چنانكه وارد است رسول خدا صلى الله عليه و آله دست دخترش ، حضرت فاطمه زهرا عليه السلام را مى بوسيد.

و وى را به جاى خود مى نشانيد. و از اينجا كثرت عطوفت شاه ولايت اميرالمومنين على بن ابيطالب عليه السلام مظلوم تاريخ ، نسبت به اين مولود بزرگوار معلوم مى شود .

 

 

----------------------------

* خصايص العباسيه : صفحه 119

 
نویسنده مجنون الحسین(ع) در یک شنبه 2 آذر 1393  | نظرات 0

پی در پی اصحاب امام علیه السلام شهید می شدند و چون یک نفر یا دو نفر از آنان به شهادت می رسید پیدا بود . ولی از لشکر انبوه ابن سعد هرچه کشته می شد نمودار نبود.

 

 

ابوثمامه صائدی چون چنین دید عرض کرد: یا ابا عبدالله! جانم به فدایت باد می بینم که اینان به تو نزدیک شده اند . به خدا سوگند تو کشته نشوی تا من به خواست خدا پیش از تو کشته شوم. دوست دارم پروردگار خود را در حالی دیدار کنم که این نمازی را که وقتش رسیده خوانده باشم.»

 

 امام علیه السلام سر برداشت و فرمود: « نماز را یاد آوردی خدا تو را از نماز گذارانی که در یاد اویند قرار دهد، اری اینک اول وقت نماز است .»  سپس فرمود: « بخواهید از ما دست بردارند تا نماز گزاریم»

 

حصین بن تمیم گفت: نماز شما پذیرفته نیست.

 

حبیب بن مظاهر گفت: ای دراز گوش! آیا پنداری که نماز آل رسول پذیرفته نیست و نماز تو پذیرفته است؟!

 

ابومخنف گوید: امام علیه السلام خود اذان گفت و چون تمام کرد ندا داد: « وای بر تو ای عمر بن سعد آیا آیین های اسلام را از یاد برده ای؟! چرا دست از جنگ نمی کشی تا نماز بگذاریم و به جنگ برگردیم؟ »

 

ابن سعد پاسخی نداد امام علیه السلام فرمود: « شیطان بر او چیره گشته است »

 

و در روایتی آمده است: امام به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله فرمود: جلو بایستید تا نماز ظهر را ادا کنم » آنان جلو ایستادند و امام علیه السلام در جماعت حدود نیمی از اصحاب خود نماز را نماز خوف گزارد.

 

 

در لهوف آمده که سعید بن عبدالله بر اثر جراحاتی که بر او وارد شد به شهادت رسید.

 

 

شهادت می دهم تو نماز را به پاداشتی در جاییکه عقلها مدهوش و اشک ها را روان می ساخت.

 

به نقل از فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام

نویسنده مجنون الحسین(ع) در یک شنبه 2 آذر 1393  | نظرات 0
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...